قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

496

تاريخ نگارستان ( فارسى )

سيد حمزه كه تاريك بود كمين كرده عريضه‌اى تقديم مىكند و از زير آن تيرى بشاه مىاندازد بقلب شاه مىخورد و مىافتد و اين واقعه يكساعت پيش از نيمروز رخ ميدهد . ناصر الدين شاه علاقه‌اى مفرط بجيران معشوقه‌اش داشته است . هنگامى كه بعبد العظيم ميرفته سر گور جيران دست نماز ميگرفته و صاحب اختيار آب روى دست شاه ميريخته شاه ميگفت اگر در جهان ديگر مرا مخير كنند جيران را بر هر حورى برترى مىنهم و آخر بر سر گور جيران درگذشت مصراع يار بر يار رفت دوست بر دوست . ميرزا على اصغر خان اتابك آن روز جلادتى كرده و شاه مرده را در دامان امين خاقان در كالسكه نشانده به شهر آورد و در عمارت گلستان ماند تا ورود مظفر الدين شاه به خوبى رتق و فتق امور مىكرد و در هيچ‌جا فتنه و آشوبى نشد . جنازهء شاه را در تكيهء دولت امانت نهادند . [ 798 - خواب ديدن ناصر الدين شاه . ] 798 من اثر الرؤيا مخبر السلطنه گويد من از اجزاى خلوت بودم شب جمعه با چند نفر از دوستان ملاقات روى داد گفتند فردا شاه بعبد العظيم ميرود شب از براى پدرم نقل كردم گفت از ترس است شاه خوابى ديده و پريشانست . خواب را مختلف نقل كرده‌اند آنچه درست‌تر به نظر مىآيد اين بود كه در تبريز خواب ديده بود كه بزرگى شمشير بكمر او بست و قبل از جشن ديده بود كه همان شخص شمشير از كمرش بگشود . ميرزا رضاى كرمانى قاتل شاه از آقا بالاخان صدمهء بسيار ديده بود و او را در زير زنجير شكنجه كرده با اين دلتنگى سخنان سيد جمال افغانى در وى اثر كرده و از براى او مجسم شده بود كه بكشتن ناصر الدين شاه ايران گلستان مىشود . در استنطاق خود امتياز تنباكو و بانك انگليس و تراموى و قند و كبريت و امثال اينها را براى شاه گناه شمرده بود كه دين از دست ميرود و گفته بود كه سلطان عبد الحميد عثمانى فتنهء سامره را بتحريك ناصر الدين شاه مىدانست و به سيد جمال افغانى گفته بود و از او خواسته كه دربارهء ناصر الدين شاه آنچه ميتوانى بكن . و نيز نقل كرده كه شاه در خواب ديده بود كه بزرگى از بالاى منبرى جامى خون به دو داده بود كه بخور . شعر : ساغر ز خون ماست به اندازه نوش كن * اين جام باده نيست كه لب‌ريز ميكنى ملك التجار بميرزا رضا گفته بود كه كدام سلمان فارسى را بيرون دروازه تهران سراغ داشتى كه ناصر الدين شاه از او بهتر نبود . ميرزا رضا شعر نيز ميگفته اين بيت را در زندان سروده بود . شعر : غلام ساقى كوثر مريد هشت و چهارم * فدائى همه ايران رضاى شاه شكارم